معرفی وب سایت آموزشی

ارسال‌شده در Lesson در اکتبر 13, 2010 توسط طبال

با سلام خدمت شما خواننده محترم؛

سایتی که قصد دارم به شما معرفی کنم یکی از منحصر به فرد ترین وب سایت های آموزشی درامز بوده که توانایی آموزش، میزبانی به صورت گسترده و پیشرفته را دارد، در این وب سایت شما در تمامی سطوح نوازندگی که باشید میتوانید مطالب بسیار مفید و آموزنده ای را پیدا کنید، عضویت در ایمیل های هفتگی این وب سایت را به شما دوست عزیز توصیه میکنم و امیدوارم از ویدئوها و مطالب این وب سایت مفید نهایت استفاده را ببرید.

www.FreeDrumLessons.com

همچنین آدرس کانال  این گروه آموزشی در یوتیوب

FreeDrumLessons on YouTube

عین الله کیوان شکوه، پدربزرگ درامرهای ایران

ارسال‌شده در Artist در اکتبر 6, 2010 توسط طبال

با سلام خدمت شما خواننده محترم،

از آنجایی که این وبلاگ یک وبلاگ شخصی بوده و امکان مصاحبه با نوازندگان بزرگی همچون استاد کیوان شکوه را نداشته و نخواهد داشت به ناچار مطلبی را از سایت موسیقی ما در این وبلاگ به نقل از خبرگزاری نسیم قرارداده ایم، شاید کمکی برای شناخت بیشتر فعالیت های مثبت اساتیدی همچون ایشان باشد.

باتشکر آرش

طبل ها براي كه به صدا درمي آيد؟

موسیقی ما- نوید غضنفری: اگر حدودا هم سن و سال ما هستيد (بچه هاي اواخر دهه پنجاه و اوايل دهه شصت) و گوشه اي از سليقه تان به موسيقي، آن هم از نوع «پاپ- راك» اش، گير كرده، بدون شك سال هاي طلايي و پررونقِ موسيقي پاپ- راكِ تجربيِ اواسط دهه هفتاد تا اواخر آن را به ياد مي آوريد؛ سال هايي كه بسياري از موزيسين هاي جوان و جسور و تحصيل كرده مان، پاي شان به عرصه موسيقي باز و «دوران سركشي» شان شروع شد. احياي دوباره اين گونه موسيقي، به تعداد انگشت شماري از نوازنده هاي قديمي كه هنوز هم قلب شان باريتم تند و آتشين راك مي تپيد، جاني دوباره داد. عين الله كيوان شكوه، نوازنده پيش كسوت درامز (قديمي ترها او را به اسم «عيني» مي شناسند) يكي از همان نوازنده هاي سرزنده و سرحال است كه با وجود تمام سختي ها و سؤتفاهم هايي كه براي هنرنمايي مجدد موزيسين ها و نوازنده هاي قديمي در سال هاي بعد از انقلاب وجود داشت در ايران ماند (حتي صداي اعتراض اش را در سرودهاي سال هاي اوج انقلاب، از طريق سازش به گوش همگان رسانيد) و همچنان با شور و وجد دارد به نوازندگي حالا حرفه ايش ادامه مي دهد.

● از كي شروع به نوازندگي كرديد؟ با درامز (طبل) نوازندگي را شروع كرديد؟
– از 14 يا 15 سالگي، با همين ساز شروع كردم و اتفاقا هيچ معلمي هم نداشتم، فقط شانس آوردم كه خيلي زود با حرفه اي ها آشنا شدم و با آن ها مي زدم.

● براي مان تعريف كنيد چه جور با اين ساز آشنا شديد؟ بالاخره آن موقع درامز براي همه ساز بديعي بوده.
– اولين كسي كه در ايران گيتار دست اش گرفت و من كنارش اين ساز را هم ديدم، ويگن بود كه بعضي از اولين آهنگ هايش كمي به سبك لاتين جَز نزديك بود. مردم عادي از هم مي پرسيدند كه اين ديگر چه جور سازي است؟ واقعا هيچ كس نمي دانست چيست، تا آن موقع تنها ساز غربي اي كه توي موسيقي مان استفاده مي شد، ويولن بود و حالا فوق اش پيانو. سازهاي كوبه اي (ضربي) مان هم كه تنبك و دف و اين ها بود.

● شايد به همين دليل هم همه نام اين ساز را از آن موقع به اشتباه «جاز» مي گويند؟
– اسم اصلي اين ساز طبل است. كلمه انگليسي «درامز» مي شود «طبل ها». اما آن موقع چون از اين ساز در موسيقي اي استفاده مي شد كه به اش «جاز» مي گفتند همين اسم رويش ماند، هنوز هم من به بعضي ها كه مي گويم درامز مي زنم، مي پرسند:«چه سازي؟»، مي گويم طبل! خب تصويرهاي مختلفي توي ذهن آدم مي آيد؛ طبل جنگ داريم، پركاشن هست، تيمپاني هم هست. اين ساز پيشينه آفريقايي دارد، بومي هاي آفريقايي تنه درخت را مي بريدند و روي آن پوست حيوان مي كشيدند و معمولا براي جشن ها و مراسمِ بومي و خبر رساندن به ساير قبايل ازش استفاده مي كردند. اين ساز بعدها به آمريكا رسيد و رفته رفته تكميل و مدرنيزه شد.

● تهيه اين ساز هم مشكل است و توان مالي نسبتا بالايي مي خواهد، من اهل جنوب ام و آن جا خيلي ها را مي شناسم كه به قول خودشان «عشق جاز» بوده اند و به خاطر نداشتن وضع مالي مناسب روي وسايل معمولي اي مثل قابلمه يا تشك و رخت خواب تمرين مي كرده اند.
– من هم همين طور بوده ام. ما خانواده فقيري بوديم و در جنوب شهر تهران زندگي مي كرديم. يادم مي آيد چوب اين جعبه هاي ميوه را مي بريدم، سرشان را با پارچه اي چيزي شبيه استيك هاي درامز (چوب هايي كه با آن روي طبل مي زنند) گِرد مي كردم و آن وقت با آن روي ميز يا فرش و… مي زدم. تمام كارهايي كه پيش از انقلاب ضبط كرده ام يا روي صحنه مي زدم هيچ كدام از روي حتي يك نت هم نبوده. بعد رفتم پيش آقاي پورتراب و سولفژ و نت خواني را ياد گرفتم. او معلم سولفژ، هارموني و كونترپوآن و… بود و آن موقع كلاس آزاد و خصوصي اي گذاشته بود كه من هم در آن شركت كردم و مي شود گفت آقاي پورتراب اولين معلم موسيقي ام بوده.

● مثل فرهاد در كوچيني مي زديد؟
– نه، مجموعه تفريحي اي بود در خيابان ونك كه اسمش بود تومبا و آن جا گروهي داشتيم به اسم اسكورپيو/ Scorpio كه كارهاي ديگران را كاور (اجراي دوباره) مي كرديم.

● كدام گروه هاي هم دوره شما روي تان تأثير گذاشتند؟
– اولين گروهي كه روي من تأثير گذاشت بيتلز بود. اين گروه بنيان گذار موسيقي پاپ دنياست و ضمن اين كه مفهوم بَند (گروه موسيقي) را در موسيقي دنيا جا انداخت. اولين گروهي كه توي ايران كارهاي بيتلز را كاور مي كرد، گروهي بود به اسم «اعجوبه ها»؛ گيتاريستِ ارمني اي داشتند به اسم هامو كه فوت شد و جردن هم براي شان گيتار بيس مي زد. آن موقع اجراي موسيقي غربي بيش تر دست ارامنه بود و من هم از آن ها زياد ياد گرفتم. البته گروه هاي زيادي آن موقع روي من تأثير گذاشتند، مثل گروه ديپ پارپِل يا سانتانا كه البته اين يكي سبك اش لاتين راك بود.

● آن موقع دسترسي به انواع موسيقي دنيا و جمع آوري اطلاعات راجع به اعضاي شان سخت نبود؟
– نه، آن موقع صفحه ها سريع مي آمد و مجلات و نشريات را هم مرتب مي گرفتيم و مي خوانديم. مجله اي بود به نام داون بيت يا همين رولينگ استون كه الانم هست. آن موقع گروه هاي زيادي هم به ايران آمدند كه من با خيلي هايشان حتي اجرا كرده ام.

● از كي بحث ضبط ترانه براي تان پيش آمد؟
– اولين استوديويي كه يادم مي آيد رفتم و تويش ضبط كرديم راديو بود. كارمند آن جا نبودم البته، يك قراردادهاي كوتاه مدتي بود كه با آن ها مي بستم و براي شان مي زدم، مثلا به همين ترتيب براي اركستر سمفونيك هم نوازندگي كرده ام. توي آن برنامه راديويي ويگن مي خواند و عطاالله خرم آهنگسازي كرده بود. قطعه اي فرانسوي كه رويش كلام و شعر فارسي گذاشته بودند، يادم مي آيد همان موقع مرحوم بديع زاده، مسؤولِ وقت راديو هم به من يك تشر زد كه به ام خيلي برخورد. اولين استوديويي كه ديگر شناخته تر شده بودم و تويش ضبط مي كرديم استوديو پاپ بود…
(همين جاهاي گفت و گوي مان بود كه فهميديم عين الله كيوان شكوه تمام طبل هاي سرودهاي انقلابي را يك تنه و در خفقان و بگير و ببندِ سال 1357 زده است، چيزي كه هيچ وقت و هيچ جا به آن اشاره اي نشده بود و نمي دانيم چرا؟!)

● از تنظيم و ضبط سرودهاي انقلاب براي مان بگوييد، اصلا همه اش را تعريف كنيد
– آن موقع هنوز شاه توي ايران بود، بيش تر موزيسين ها توي آن شرايط از ايران رفتند اما خيلي از جوان ها هم تحت تأثير فضاي انقلاب قرار گرفتند. با انقلاب فضا بازتر شده بود، جامعه ديگر مي توانست نفس بكشد و ما هم چشم و گوش مان نسبت به اطراف مان بازتر شد و ديگر مثل سابق بي خيال نبوديم، كتاب مي خوانديم، روزنامه ها و مقاله ها را زير و رو مي كرديم، سال 1357 بود كه نيمه هاي شب مخفيانه مي رفتيم و سرودهاي ساخته فريدون خشنود را ضبط مي كرديم. ساز و تنظيم آن چناني اي هم نبود، هم نوايي طبل بود و كلام؛ «بوي گل سوسن و ياسمن آيد…ديو چو بيرون رود فرشته درآيد…» يادش بخير…

● مي دانيم كه نوع موسيقي اي كه كار مي كرديد و بخصوص سازتان براي دهه 1360 يك تابو بود و سؤتفاهم هايي وجود داشت و هنوز هم وجود دارد، آن موقع چه مي كرديد؟
– شانزده سال سراغ موسيقي نرفتم و حتي دست به ساز نزدم، فكرش را بكنيد در اوج نوازندگي بودم كه ساز را گذاشتم كنار و كار عادي را شروع كردم. اين كه مي گويم در اوج منظورم اين نيست كه بهترين بودم، اگر 10 درامر خوب بود، من دهمي بودم.

● بعد از انقلاب از چه موقع دوباره كارتان را شروع كرديد؟
– شروع كار من در بعد از انقلاب با كورش يغمايي بود، حدود سال 1374 كه با او در كشورهاي اسكانديناوي، به دعوت يك بخش خصوصي رفتيم و اجرا كرديم. از اين اجراهاي خصوصي خارج از كشور زياد پيش مي آيد. مثلا چند سال پيش هم به دعوت يك مؤسسه آلماني در يك فستيوال ويژه فرهنگ ايراني، يك هفته با گروه رومي اجرا كرديم، كامكارها هم در آن فستيوال اجرا داشتند. بعد از آن هم قراردادهاي كوتاه مدتي با آهنگسازان زيادي مثل مرحوم بابك بيات، آقاي حسين زمان، داريوش تقي پور (آهنگساز بيش تر كارهاي ماني رهنما) و خيلي هاي ديگر پيش آمده است و براي شان ساز زده ام.

● جالب است كه شما از آن موقع براي بسياري از خواننده هاي پاپ ساز زده ايد اما خيلي از جوان ها به خاطر 2 قطعه اي كه براي گروه اوهام درامز زده ايد، شما را نوازنده راك مي شناسند، ماجرايش را تعريف كنيد.
– من عضو آن گروه نبودم. فقط چون با شهرام شرباف (سرپرست و خواننده اوهام) دوستم و خيلي هم پسر گلي است، از من دعوت كرد كه در 2 قطعه آن ها را همراهي كنم و من هم قبول كردم. بعد گفت مي خواهد آن ها را روي سايت اش بگذارد و عكس من را هم آن جا به عنوان نوازنده بگذارد.

● به نظرم موقع اش رسيده براي مان بگوييد كه كار كدام نوازنده هاي درامز دنيا را دوست داريد و دنبال مي كنيد.
– خب، اولين شان مطمئنا بادي ريچ است كه نوازنده اي قديمي است و با خيلي ها از جمله فرانك سيناترا اجرا كرده. اما از درامرهاي نسبتا جديدتر كه تقريبا هم سن و سال من هستند، نوازندگي بيلي كوبهام كه در دهه هفتاد با گروه اركستر ماهاويشنو (گروهي با سبك جَز- راك فيوژن به سرپرستي جان مك لافلين گيتاريست) درامز مي زد، بي نظير است. يا مثلا نوازندگي استيو گَد يا استيوي اسميت را خيلي دوست دارم.

● انگار علاقه تان بيش تر سبك جَز و فيوژن (نوعي موسيقي تلفيقي، مثلا تركيب جَز و موسيقي هندي) است تا راك؟
– بله. از نوازنده هاي راك كار يان پيس نوازنده گروه ديپ پارپِل (Deep Purple) را دوست دارم. او هنوز هم براي اين گروه دارد درامز مي زند.

● غير از موسيقي كار ديگري مي كنيد؟ علاقه ديگري هم داريد؟
– نه، هيچ چيز. شغل من موسيقي است و از اين راه پول در مي آورم و هيچ كار ديگري هم جز اين بلد نيستم. اگر بميرم و دوباره متولد بشوم باز كار موسيقي مي كنم اما اين بار اول به مدرسه موسيقي مي روم، معلم مسير رسيدن به هدفت را كوتاه تر مي كند.

عکس: علیرضا ایرانی نژاد

منبع : نسیم

آناتومی درام استیک (قسمت دوم) Traditional grip

ارسال‌شده در Biography در اکتبر 6, 2010 توسط طبال

Traditional grip  یا Orthodox grip به دست گرفتن سنتی برای نگه داشتن درام استیک در دست چپ برای نواختن پرکاشن و یا درامز از قدیمی ترین اصول نواختن سازهای کوبه ای می باشد که تقریباً در 1800 میلادی مورد استفاده قرار می گرفته، به صورتی که برخلاف  matched grip که استیک در هر دو دست به یک صورت قرار می گیرد در این روش استیک در دست چپ و راست متفاوت بوده و استیک در دست راست به صورت overhand grip و در دست چپ به صورت underhand grip می باشد.

این نوع گریپ منحصراً برای نواختن برروی اسنیر درام بوده و مخصوصاً در زمان نواختن مارش های نظامی مورد استفاده قرار می گرفته ولی بعدها برروی درامز کیت نیز مورد استفاده قرار گرفته است. گفته شده است از فواید این نوع گریپ می توان به استیک کنترل بسیار بالا و نواختن با داینامیک (حرکت) بسیار آرام و کم اشاره نمود که این امر کاملاً برعکس نواختن به صورت Matched می باشد ولی دلیلی برای اثبات بر این ادعا وجود ندارد.
این نامگذاری از این رو بوده است که در ایام قدیم در هنگام حمل اسنیر درام می بایست آن را با بند برروی شونه راست بست و این مسئله باعث می شود که اسنیر درام به صورت عمودی قرار نگرفته و سمت چپ آن بالاتر برود و اگر استیک در هر دو سمت به صورت overhand در دست قرار گیرد نواختن آن بسیار سخت تر و نحوه قرارگیری آن بسیار زشت خواهد بود، بنابراین در این مورد برای نواختن راحت تر آن می بایست از استیک در دست چپ به صورت underhand استفاده شود حتی اگر اسنیر درام برروی یک پایه قرارگرفته شده باشد، درامرهای بسیاری سطح اسنیر خود را کمی به سمت راست و پایین کج می کنند تا از این استیل برای نواختن مارشها استفاده نمایند در صورتی که ایجاد این شیب اصلاً لزومی ندارد.
نوازندگان آمریکایی بیشترتمایل به استفاده گریپ را به صورت overhand دارند، در صورتی که با underhand تکنیک های بیشتری قابل استفاده است که هرکدام با ایجاد تغییراتی در محل قرارگیری انگشت ها فراهم می شود.

در این تکنیک برای حرکت دادن سریع استیک نیاز است که انگشت شصت و سبابه دست چپ بسیار تقویت شود به این دلیل که استیک در فضای بین انگشت های ذکر شده قرار گرفته و این انگشت ها به صورتی که شصت برروی آن و بند اول انگشت سبابه به دور آن قرار می گیرد (درواقع فقط نوک انگشتان برای به حرکت دورآوردن استیک با آن تماس مستقیم دارد) و تکیه گاه آن برروی انگشت حلقه (انگشت حلقه ازدواج) با کمک انگشت کوچک که در زیر آن قرار می گیرد میسر می شود.
آقای Sanford A. Moeller کتابی با عنوان Moeller Method یا Moeller Technique در خصوص فراگیری این استیل گریپ نوشته اند که بعد ها آقای جیم چاپلین در سال 1938 و 1939 این متود ها را گسترش داده و امروزه متودهای ایشان کاربرد بیشتری نسبت به متودهای آقای مولر دارد.
بعضی از نوازندگان درامز و پرکاشن این نوع روش را رد کرده و معتقدند استفاده از روش Matched بسیار ساده تر بوده و دینامیک نواختن ساز بسیار بهتر و صدای تولید شده بسیار با کیفیت بالاتری است، برخلاف استیل matched grip آلمانی، فرانسوی و آمریکایی روش سنتی به دست گرفتن درام استیک بسیار به ندرت توسط نوازندگان استفاده می شود ولی همچنان این روش در بین نوازندگان بسیار حرفه ای درامز و پرکاشن محبوب بوده و از نظر آنها ظرافت خاصی در آن نهفته است، همچنان در مراسم هایی که نوازندگانی به صورت گروهی مارشهای نظامی را می نوازند از این روش استفاده می شود.

از دیگر روشهای استفاده از درام استیک می توان به Matched Grip اشاره نمود.

ادامه دارد…

Jojo Mayer

ارسال‌شده در Artist در اکتبر 6, 2010 توسط طبال

Serge «Jojo» Mayer  متولد 18 ژانویه 1963 (سن 47) از با استعداد ترین درامر های سویسی تبار که در شهر زوریخ متولد و در نیویورک بزرگ شد، او فرزند یک موزیسین تور و فصلی بود و به همین دلیل از سنین بسیار آغازین حیات خود با حرفه نوازندگی درامز آشنا شد، وی اولین مجموعه درامز خود را در سن دو سالگی هدیه گرف، آغاز موسیقی در سنین کم باعث شد که وی در سن 18 سالگی به یک نوازنده کاملاً حرفه ای درامز تبدیل شود و در همین سن بود که به گروه Monty Alexander پیوست.

این سرآغازی مهم بود برای آشنایی و درک موسیقی Jazz، این فرصتی بود برای شرکت در فستیوال های مهمی همچون North Sea Jazz Festival, Montreux, Nice, and Athens etc و تبدیل آن به شغلی حرفه ای برای همکاری با بزرگانی همچون  Dizzy Gillespie و Nina Simoneولی این امر در نهایت باعث ترک عرصه موسیقی جز و گرایش وی به موسیقی DnB (Drum ‹n› Bass electronica) گردید.

موسیقی Jojo Mayer تحت نفوظ  دوئت های جز، DnB و جانگل بوده و هست، از دلائل مشهوریت وی می توان به توانایی اجرای قطعات ریتمیک برنامه ریزی شده جانگل و DnB موزیک برروی ساز آکوستیک درامز اشاره نمود. از دیگر توانایی های جالب Jojo Mayer می توان از تکنیک های گوناگون وی از جمله Heel-toe که از تکنیک های بسیار پیشرفته Bass Drum و Moeller stroke  که از تکنیک های بسیار پیشرفته برروی Snare Drum می باشد اشاره نمود.

در سبک نوازندگی Mayer نوازندگان بزرگی تاثیر گذار بوده اند و می توان از نوابغی همچون Tony Williams, Jack DeJohnette و غول درامز آقای بادی ریچ (Buddy Rick) یاد نمود.

از دیگر فعالیت های فوق العاده آقای Mayer می توان به همکاری با گیتاریست مشهور David Fiuczynski گیتاریست آوانتگارد راک Screaming Headless Torsos و راه اندازی محافل ممنوع موسیقی زنده و زیر زمینی شهر نیویورک اشاره نمود، همچنین لازم به ذکر است Signature  ایشان برروی درامز های Sonor موجود می باشد.

Discography:
With Intergalactic Maiden Ballet:
* 1992 – Square Dance
* 1994 – Gulf
With John Medeski:
* 1994 – Lunar Crush
With Screaming Headless Torsos:
* 1995 – Screaming Headless Torsos
Sulfur:
* 1998 – Delirium Tremens
Jojo Mayer & Nerve:
* 2007 – Prohibited Beats
* 2010 – EP1
* 2010 – EP2

آناتومی درام استیک (قسمت اول)

ارسال‌شده در Biography در اکتبر 6, 2010 توسط طبال

Mallet یا درامز استیک ابزاریست برای نواختن و ایجاد صدا در سازهای درامزو پرکاشن، به این ابزار beaters, drumsticks  و Brush نیز گفته می شود.

درامز استیک از چهار بخش مختلف تشکیل می شود که عبارتند از Tip, Shoulder, Shaft and Butt که مهمترین قسمت آن Tip یا سر استیک می باشد که با اشکال متنوعی تولید و استفاده می شود، این اشکال شامل acorn, barrel, oval and round می باشد که قالباً به شکل دانه های بزرگ تسبیح و یا خر مهره است، به صورت سنتی Tip از جنس خود بدنهء استیک تولید می شده است ولی در سال 1958 شخصی به نام Joe Calato در نیاگارا نوع جدید از Tip را که از جنس نایلون (پلاستیک) ساخته شده بود ابداع کرد، در سال 1970 Drinan and Paul Kiersted این اختراع را تکمیل نموده و به شکل امروزی که برای نواختن درامز و پرکاشن مورد استفاده است تولید کردند، این نوع از Tip های پلاستیکی صدایی زنگ دار تر و تیز تر از Tip های چوبی تولید می کنند و کاربرد بسیار خوبی برروی Cymbal ها و تولید صداهای جالب تر با Sustain (دوام) بالاتر دارند.

سایزهای مختلف تیپ نایلونی

تنها ایراد اینگونه Tip ها شکستن براثر attack های بالای درامرز و پریدن و جداشدن از قسمت Shoulder و Neck استیک بوده ولی در مجموع یکی از مورد استفاده ترین Tip ها برای نوازندگان درامز می باشد.

پایین تر از Tip شانه یا Shoulder یا Neck استیک قراردارد که این قسمت برای زدن ضربه های محکمتر بر روی سیمبال ها و لبه های طبل ها (Rimshots) و استفاده برروی دیگر آلات موسیقی متصل به درامز مانند Woodblock و Cowbell استفاده می شود، مقاومت این قسمت از استیک بسیار بالاتر از Tip بوده و معمولاً برای تولید صداهایی با توان بالاتر مورد استفاده قرار میگیرند ولی این قسمت هم بعد از ضربه های مکرر و زیاد خرد شده و در نهایت خواهد شکست.

معمولاً نوازنده های آماتور برای ماندگاری بیشتر این قسمت در زمان «تمرین» از نوارهای پلاستیکی که به دور آن پیچیده می شود استفاده می کنند، که متاسفانه این مسئله هم باعث خرابی سیمبال ها شده [در درازمدت به دلیل محکمتر شدن ضربات برروی سنج برای تولید صدای بهتر، باعث له شدگی و پاره شدگی آنها می شود] و همچنین این مسئله باعث تولید صدایی ناخوشایند از هر کدام از قسمت های دیگر تشکیل دهنده ساز می شود.

DIP

دیگر قسمت های باقی مانده استیک متشکل از Shaft و Butt بوده که  Shaft قسمتی است که درامر برای نگه داشتن استیک از آن استفاده می نماید و معمولاً از همان جنس قسمت های دیگر استیک بوده و در بعضی از موارد با پوششی لاستیکی برای جلوگیری از لیز خوردن، عرق کردن و تاول نزدن دست نیز مورد استفاده قرار می گیرد، لازم به ذکر است اینگونه از استیک ها با عناوین Coated و DIP در بازار عرضه می گردند. Butt که دقیقاً در قسمت انتهایی درام استیک قراردارد و در بعضی از موارد به عنوان Tip نیز عمل می کند، البته این قسمت را بیشتر در مواقع ضربه زدن بر روی طبل ها مورد استفاده قرار می دهند.

درام استیک

درمجموع استیک ها از چوب های بسیار مقاومی ساخته می شوند که از زود خرد شدن و شکستن آنها جلوگیری می نماید، اگر در زمان نواختن می بینید که استیک شما می شکند و یا به شکل نامناسبی خراشیده می شود اطمینان داشته باشید که نحوه Attack های شما کملاً اشتباه بوده و به قول ایرانی ها شلنگ تخته انداخته اید.

نوازندگان درامز از دو استیک همزمان و هم اندازه به دو روش Traditional Grip و Matched Grip استفاده می نمایند.
ادامه دارد…

Steve Gadd

ارسال‌شده در Artist در اکتبر 6, 2010 توسط طبال

استیو گاد (Steve Gadd) متولد نهم آوریل 1945 در روچستر نیویورک،  یکی از مشهورترین درامرهای فصلی موسیقی فانک/جز/لاتین عصر حاضر که در طول فعالیت هنری اش با افراد سرشناسی چون پائول مکارتنی،  پل سیمون ، استیلی دان ، جو کوکر ، باب جیمز ، چیک کورا ، اریک کلپتون و ادی گومز و خیلی نوازندگان و هنرمندان صاحب سبک دیگر همکاری داشته است.

استیو با حمایت های عموی خود که یک درامر ارتشی بود در سن هفت سالگی شروع به نواختن درامز نمود، استعداد فوق العاده وی باعث شد بعد از اتمام دوره دبیرستان وارد کالج موسیقی منهتن شود و مدت دو سال در آنجا به فراگیری موسیقی پرداخت. ذوق و استعداد سرشار او باعث شد پس از گذراندن دوره 2 ساله خود به مدرسه موسیقی Eastman، یکی از بزرگترین و معتبرترین مراکز آموزش موسیقی در جهان با عنوان اختصاری ESM، انتقال یابد.

وی در دوران تحصیل خود شب ها به همراه نوازندگان جوان و نو پایی چون Gap Mangione، Chick Corea, Chuck Mangione, Joe Romano و Frank Pullara در کلوپ های مختلف موسیقی به نوازندگی می پرداخت. استیو اخر دهه شصت، کالج را به پایان رساند، در حالیکه همکاری اش با Chuck Mangione و برادر چاک Gap Mangione همچنان ادامه داشت.

پس از اتمام  دوره تحصیل از طرف ارتش برگزیده شد و به مدت سه سال به عنوان درامر در یک گروه موسیقی نظامی مشغول به کار شد. با به پایان رسیدن دوره استخدامش در ارتش، با یک گروه سرشناس موسیقی در نیویورک همکاری خود را آغاز نمود. در سال 1972 با تونی لوین Tony Levin و مایک هولمز Mike Holmes یک گروه سه نفره تشکیل داد و همراه آنان راهی نیویورک شد. علی رغم از هم پاشیده شدن این گروه استیو همچنان به فعالیت های استودیویی خود ادامه داد. او با گروه جز Return to Forever که رهبری آن را Chick Corea برعهده داشت، همکاری نمود، اما از آنجا که فعالیت در استودیو را به برگزاری تورهای مختلف ترجیح می داد، ناگزیر به ترک این گروه شد.

در دهه های 70 و 80 او تورهای بین الملی برگزار نمود و با پل سیمون و Al Di Meola ، نوازنده برجسته گیتار، همکاری کرد. در آن زمان بسیاری از مردم او را به علت یک تشابه اسمی کاملا اتفاقی عضو گروه راک Charlie می دانستند، بالاخره او در تور ‹We’re on a Mission from Gadd› به طرفدارانش اعلام کرد که این شخص در واقع درامر دیگری هم نام استیو است، او خطاب به حضار اظهار داشت :» در حقیقت من هیچگاه این استیو گاد دوم را ندیدم، هر چند پیش آمده که هر دو در یک هتل مشترک اقامت داشته باشیم ، احتمالا او پیام های مرا دریافت می کرده و برعکس من نیز پیام های مربوط به او را. «

در اواخر دهه 70 استیو گاد به یکی از برجسته ترین و مشهورترین نوازندگان درام جهان بدل شد، آلبوم های او بسیار پرفروش بود، علی الخصوص در کشور ژاپن که بسیاری از درامرهای حرفه ای از استیو الگو می گرفتند. Chick Corea در مورد او گفته است :» هر درامری سعی دارد مانند گاد بنوازد، زیرا نوازندگی او کاملا بی عیب و نقص است، در حقیقت او کسی است که تفکرات آهنگسازی را به درام نیز منتقل کرده است.» آلبوم های جاز Corea با عناوین Friends و Three Quartets نمونه های قابل توجهی از قدرت نوازندگی استیو گاد به شمار می روند.

از جمله درامرهای محبوب استیو گاد می توان به افرادی چون : Elvin Jones, Tony Williams, Jack DeJohnette, Buddy Rich و Louie Bellson. اشاره نمود. استیو گاد از سال 1976 از درام های یاماها Yamaha مدل Birch Custom Absolute و سیمبال های Zildjian K Custom و Vic Firth sticks با امضاء خود استفاده کرده است.

در دهه 90 استیو پرکارتر از همیشه ظاهر شد، با اریک کلپتون، پل سیمون و Michel Petrucciani همکاری داشت. آثاری چون Both Worlds و Live In Tokyo  نمونه های از همکاری او با Petrucciani است، در حقیقت Michel در زمره صمیمی ترین همراهان استیو به شمار می رفت. متاسفانه فعالیت های مشترک آن دو در زمینه موسیقی دیری نپایید و مایکل در اوایل سال 1999 در حالیکه کار بر روی دو آلبوم جدید را ناتمام رها کرد، درگذشت. در سال 2002 استیو گاد به دلیل اقدامات ثمربخشی که در عرصه نوازندگی درام به انجام رسانده، موفق به دریافت جایزه ویژه «انجمن نوازندگان درام» شد. در سال 2003 نیز جایزه Zildjian به عنوان موفق ترین درامر آمریکایی و تلاش های بی وقفه سی سال اخیرش در زمینه نوازندگی درام به او اعطا شد. در حال حاضر او کماکان مشغول همکاری با افرادی چون James Taylor ، Chick Corea و اریک کلپتون است.

References:

wikipedia

harmonytalk

drstevegadd

stevegadd my space

Introduction Part 2

ارسال‌شده در Biography در اکتبر 6, 2010 توسط طبال

تولید و تهیه سیمبال ها امروزه به روش های گوناگونی انجام می شود، از روش های قدیمی تا روش های اتوماتیک و تولید انبوه امروزی، روش های قدیمی به صورت ریختگی و شکل دادن توسط ابزار آلات آهنگری به واسطه گداختن فلز سیمبال و  سرد و چکش کاری آن، به صورتی که از فلز مورد استفاده دو سوم آن تراشیده و کوبیده می شود و سیمبال نهایی تنها از یک سوم فلز اولیه در نظر گرفته شده به دست می آید تا روش های ریختگی و قالب های که توسط دستگاه پرس محصولات را تولید می کنند.

تولید به روش گریز از مرکز (سانتریفوژ) Rotocasting

در این روش قالبی از موم ساخته و در قالبهایی مخصوصی قرار گرفته و داخل قالب را با گچ نسوز پر می کنند، بعد از قرار دادن گچ خام در محیط خلاء توسط دستگاه vacuum قالب به داخل کوره برده شده تا هم موم داخل قالب از بین برود و هم قالب گچی که حالا در میانه خود شکل سیمبال را دارد پخته شود.

پس از پختن قالب گچی، آن را داخل دستگاهی به نام سانتریفوژ قرار میدهند که آلیاژ برنز یا برنج مذاب را با چرخش دوارنی دستگاه با فشار زیاد  به داخل قالب از پیش آماده شده تزریق نماید.

در این روش به دلیل فشرده بودن مذاب تزریقی و جمع شدن فلزات و ضخامت بیشتر در قسمت میانی سیمبال (Bell) کیفیت صدای زنگ این نوع از محصولات به نسبت مابقی تولیدات بیشتر و متنوع تر است.

تولید به روش پرس و صفحات نبرد شده Sheet metal cymbals

در این روش فلز در ابتدا توسط دستگاه نبرد به صورت صفحات عریضی تولید و سپس با قرار دادن در زیر دستگاه های پرس که قالب های از پیش طراحی شده سیمبال ها را در خود جای داده است محصولات را تولید میکند.

سیمبال های تولید شده جدید معمولاً به صورت Sheet و قالب ریزی و طراحی از پیش مشخص شده است که تفاوت زیادی بین طنین «Resonans» و پایداری «Sustain» صدای تولید شده آن با دیگر سیمبال های از همان گروه ندارد.

پس از شکل دادن اولیه سیمبال نوبت به ایجاد شیارهای نت یا tone grooves برروی فلز کار شده می رسد، سیمبال ها در اندازه ها و ضخامت های مختلف تولید می شوند که این مسئله در Bright یا Dark و یا Dry بودن صدای تولید شده توسط یک سیمبال نقش به سزایی ایفا می کند.

معمولاً سیمبال هایی که امروزه به صورت انبوه تولید می شوند صدایی مشابه سیمبال های هم گروهی و هم دسته خود دارند، برفرض مثال تمامی سیمبال های برنز B8 شرکت سابیان صدایی همانند هم دارند، که البته این مسئله نیز شایان ذکر است که پس از گذشت هر دوره تولید تغییراتی در ساخت سیمبال ها داده می شود که این امر موجوب تغییر صدای تولید شده سری جدید با سری قدیمی می شود.

معمولاً در هر Category از هر سیمبال مدل های مختلفی از قبیل Think، Medium، Fast و مواردی دیگر وجود دارد که این مدل ها معمولاً در ضخامت کل صفحهات و یا قسمت های به خصوصی از سیمبال نقش به سزایی دارند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.